... که عاشق میشوی دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستت و دورش یه قلب بکشی...سی سالگی به بعد که عاشق میشوی یک عصر جمعه زمستانی.... یک لیوان چایی میریزی ، مینشینی پشت پنجره و تمام شهر را در بارانی که نمی بارد باخیالش قدم میزنی بخوانید...